الشيخ محمد البهاري الهمداني
127
تذكرة المتقين ( فارسى )
حيوتى و قرب حين مماتى » . 185 ندانم تدبير چيست ، چاره چه باشد . همانست آسمان دور زمين سخت نه رفيقى ، نه شفيقى ، نه يارى ، نه ياورى ، نه انيسى ، نه مونسى ، بهر طرف مىغلطم ، جهل اندر جهل است ، بهر ديار مىروم ، ظلمت اندر ظلمت است ، با هركه مجالست مىكنم ، غفلت اندر غفلتست ، آشنائى با غير را عين زيان ديدم ، به هركس دوست گفتم ، دشمن جان ديدم « دائما شغل من الا سبيل الا سبيل » 186 همواره قول من الا طريق الا طريق « * » درس مىخوانم ، حيرانم مباحثه مىكنم پشيمان . فيا بريد الحىّ اخبرنى بما * قاله فى حقّنا اهل الحمى هل رضوا عنّا و مالوا للوفا * ام على الهجر استمرّوا و الجفاء 187 شما هم كه لا بد خواهيد فرمود : لا خبر جاء و لا وحى نزل امّا عليه نعم و امّا منه لا العجب كلّ العجب . 188 شما هم كه چنين بناليد ، ما را چه بايد كرد ؟ و گفت : به گل بلبل نشسته زار نالد * مو كه دور از گلانم چون ننالم حقير به هيچ وجه نمىتوانم حال حضرتعالى را به خود
--> ( * ) ا لاطريق ، ا لاطريق : آيا راهى هست ، آيا راهى هست .